
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
The bone saw was bulky, and the Leatherman saw was too small.
ارهٔ استخوانبُر بزرگ و سنگین بود، اما ارهٔ لیتِرمَن خیلی کوچک بود.
Cons: The shape is bulkier and doesn't pack down when not in use.
عیبش این است: شکلش حجیمتر است و در زمان عدم استفاده جمع نمیشود.
The design is not bulky at all and is roomy enough for pups up to 20 pounds.
طراحی آن اصلاً حجیم نیست و برای سگهایی تا حدود ۹ کیلو جا دارد.
It's not too bulky or thick, and it's soft and breathable.
نه خیلی بزرگ یا ضخیم است و نرم و قابلتنفس است.
Big and bulky ones will take up a lot of space in your toiletry bag.
مدلهای بزرگ و حجیم فضای زیادی از کیف لوازم بهداشتیات را اشغال میکنند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «bulky» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «bulky» در آزمون 504 Essential Words
لغت "bulky" (به فارسی: حجیم، بزرگ و سنگین) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈbʌl.ki/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «bulky» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان