
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
He placed the award in a prominent position on his desk.
او این جایزه را در موقعیتی برجسته روی میز خود قرار داد.
He has a prominent nose.
او بینی برجسته ای دارد.
He quickly became prominent in the music industry.
او به سرعت در صنعت موسیقی برجسته شد.
Through the years, the most prominent types of crimes on the list have changed.
در طول سالها ، برجسته ترین انواع جنایات موجود در این لیست تغییر کرده است.
Steak has to be a prominent part of the restaurant's menu.
استیک باید قسمت برجسته ای از منوی رستوران باشد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «prominent» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «prominent» در آزمون 504 Essential Words
لغت "prominent" (به فارسی: سرشناس) یکی از لغات مهم آزمون 504 Essential Words است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈprɑː.mə.nənt/ است. مترادفهای این کلمه شامل big, salient میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات ۵۰۴ ضروری به شما کمک میکند تا در آزمون 504 Essential Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «prominent» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان