تصویر لغت trial

trial

adjective, noun, verb

دادگاه

/traɪəl/
🌐TOEFL500 Common Words

مترادف‌ها

tryouttribulationvisitation

دسته‌بندی دستوری

adjective, noun, verb

درس

درس 17 - کلمات 401 تا 425

جملات مثال (4)

He did not get a fair trial.

او محاکمهٔ عادلانه‌ای نداشت.

He testified at the trial.

او در دادگاه شهادت داد.

She is awaiting trial on charges of assault.

او در انتظار محاکمه به اتهام ضرب‌وشتم است.

On the first day of the trial , Hitler gave a speech that lasted over three hours.

در نخستین روز محاکمه، هیتلر سخنرانی‌ای ایراد کرد که بیش از سه ساعت طول کشید.

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «trial» کدام است؟

لغات هم‌درس

این لغت در این آزمون‌ها هم هست:

درباره لغت «trial» در آزمون 500 Common Words

لغت "trial" (به فارسی: دادگاه) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.

این کلمه در دسته‌بندی adjective, noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن /traɪəl/ است. مترادف‌های این کلمه شامل tryout, tribulation, visitation می‌شوند.

یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک می‌کند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «trial» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان