تصویر لغت economy

economy

adjective, noun

صرفه‌جویی

/iˈkɑː.nə.mi/

مترادف‌ها

thriftinesseconomic system

دسته‌بندی دستوری

adjective, noun

درس

درس 17 - کلمات 401 تا 425

جملات مثال (5)

An increase in tourism will help the city's economy.

افزایش گردشگری به اقتصاد شهر کمک خواهد کرد.

The war altered the country's economy.

جنگ اقتصاد کشور را دگرگون کرد.

Only two states have bigger economies — Texas and New York.

تنها دو ایالت اقتصاد بزرگ‌تری دارند — تگزاس و نیویورک.

For many, that's why this deal sets Europe on the right path but does not solve all the platform economy 's problems.

برای بسیاری، به همین دلیل این توافق اروپا را در مسیر درست قرار می‌دهد اما همهٔ مشکلات اقتصاد پلتفرمی را حل نمی‌کند.

As Taylor Swift moves around the room, the local economy around her improves.

هر بار که تیلور سوئیفت در اتاق حرکت می‌کند، اقتصاد محلی اطراف او رونق می‌گیرد.

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «economy» کدام است؟

لغات هم‌درس

این لغت در این آزمون‌ها هم هست:

درباره لغت «economy» در آزمون 500 Common Words

لغت "economy" (به فارسی: صرفه‌جویی) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.

این کلمه در دسته‌بندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن /iˈkɑː.nə.mi/ است. مترادف‌های این کلمه شامل thriftiness, economic system می‌شوند.

یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک می‌کند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «economy» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان