
جملات مثال (6)
None of them were willing to challenge the referee on the call.
هیچکدام از آنها حاضر نبودند تصمیم داور را به چالش بکشند
She's been challenged on her handling of the problem.
او به خاطر نحوه رسیدگیاش به این مشکل مورد انتقاد قرار گرفته است
The work doesn't challenge him anymore, and he's often bored.
این کار دیگر برای او چالشبرانگیز نیست و اغلب حوصلهاش سر میرود
A number of doctors are challenging the study's claims.
تعدادی از پزشکان ادعاهای این پژوهش را به چالش میکشند
The new lawsuit challenges the lower court's decision.
دادخواست جدید تصمیم دادگاه بدوی را به چالش میکشد
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to challenge» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «to challenge» در آزمون 500 Common Words
لغت "to challenge" (به فارسی: چالش) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈtʃæl.ɪndʒ/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to challenge» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان