
feeling
اسماحساس
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
The feeling of warmth from the sun on her skin filled her with comfort and contentment.
احساس گرما از خورشید روی پوستش او را از آرامش و رضایت پر کرد.
After receiving the unexpected gift, a feeling of gratitude washed over him.
بعد از دریافت هدیه غیرمنتظره، احساس قدردانی بر او غلبه کرد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «feeling» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «feeling» در آزمون 500 Common Words
لغت "feeling" (به فارسی: احساس) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈfiːlɪŋ// است. مترادفهای این کلمه شامل emotion, sentiment میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «feeling» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان