
production
اسمتولید
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
The factory increased its production of cars to meet rising demand.
کارخانه تولید خودروهایش را برای پاسخ به تقاضای رو به رشد افزایش داد.
The company invested in new machinery to streamline the production process.
شرکت روی ماشینآلات جدید سرمایهگذاری کرد تا فرآیند تولید را روانتر کند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «production» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «production» در آزمون 500 Common Words
لغت "production" (به فارسی: تولید) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //pɹəˈdʌkʃən// است. مترادفهای این کلمه شامل manufacturing, output میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «production» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان