
جملات مثال (6)
Apply pressure to the wound to stop the bleeding.
روی زخم را فشار بده تا خونریزی بند بیاید.
The fruit yields to gentle pressure when it's ripe.
میوه وقتی رسیده باشد با فشار ملایم له میشود.
The horse will respond to the slightest pressure of a rider's knee.
اسب به کوچکترین فشار زانوی سوارکار واکنش نشان میدهد.
He gave in to the social pressures to act and dress like everybody else.
او در برابر فشارهای اجتماعی تسلیم شد تا مانند بقیه رفتار کند و لباس بپوشد.
She felt a constant pressure to earn more money.
او احساس فشار مداومی برای کسب درآمد بیشتر داشت.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «pressure» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «pressure» در آزمون 500 Common Words
لغت "pressure" (به فارسی: فشار آوردن) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈpreʃ.ɚ/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «pressure» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان