
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
They put in years of patient labor on the project.
آنها سالها کار بردبارانه روی پروژه گذاشتند.
I hate having to stand in long lines. I'm just not very patient.
از ایستادن در صفهای طولانی متنفرم. من آدم خیلی بردباری نیستم.
The teacher treated her students in a patient and understanding way.
معلم با دانشآموزانش با بردباری و درک برخورد میکرد.
Proofreading requires patient attention to detail.
ویرایش نیازمند توجه بردبارانه به جزئیات است.
Farmer: Williams is patient and doesn't let the first guy bring him down.
بازیکن کشاورز: ویلیامز بردبار است و نمیگذارد اولین نفر او را زمینگیر کند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «patient» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «patient» در آزمون 500 Common Words
لغت "patient" (به فارسی: صبور) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈpeɪ.ʃənt/ است. مترادفهای این کلمه شامل patient role, affected role میشوند. متضاد آن impatient است.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «patient» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان