
oil
اسمروغن
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
She added a tablespoon of oil to the pan before cooking the vegetables.
او یک قاشق غذاخوری روغن به تابه اضافه کرد قبل از پخت سبزیجات.
The recipe calls for olive oil to enhance the flavor of the dish.
دستور غذا روغن زیتون میخواهد تا عطر و طعم غذا را بهتر کند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «oil» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «oil» در آزمون 500 Common Words
لغت "oil" (به فارسی: روغن) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ɔɪ(ə)l// است. مترادفهای این کلمه شامل lubricant, petroleum میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «oil» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان