
leg
اسمپا
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
He stretched his legs before going for a run to prevent muscle cramps.
او قبل از دویدن پاهایش را کش داد تا از گرفتگی عضلات جلوگیری کند.
He used his leg to pedal the bicycle and move forward.
او از پایش برای پدال زدن دوچرخه و حرکت به جلو استفاده کرد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «leg» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «leg» در آزمون 500 Common Words
لغت "leg" (به فارسی: پا) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //lɛɡ// است. مترادفهای این کلمه شامل limb, appendage میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «leg» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان