
ice
اسمیخ
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
I put ice cubes in my drink to make it cold.
من تکههای یخ را در نوشیدنیام گذاشتم تا آن را خنک کنم.
I slipped and fell on the ice while walking on the frozen lake.
من روی یخ دریاچه یخزده لیز خوردم و زمین خوردم.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «ice» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «ice» در آزمون 500 Common Words
لغت "ice" (به فارسی: یخ) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //aɪs// است. مترادفهای این کلمه شامل frozen water, frost میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «ice» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان