
fish
اسمماهی
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
My dad took me fishing, and we caught a big fish.
پدرم مرا به ماهیگیری برد و ما یک ماهی بزرگ گرفتیم.
My uncle and I went snorkeling and saw beautiful tropical fish underwater.
من و داییم به غواصی رفتیم و ماهیهای گرمسیری زیبایی در زیر آب دیدیم.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «fish» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «fish» در آزمون 500 Common Words
لغت "fish" (به فارسی: ماهی) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //fɪʃ// است. مترادفهای این کلمه شامل aquatic animal, finfish میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «fish» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان