
policy
اسمسیاست
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (6)
At the same time, AfD has also faced calls for bans and some of its policies have been likened to Nazi-era Germany.
در عین حال، حزب AfD نیز با درخواستهایی برای ممنوعیت مواجه شده و برخی از سیاستهایش با دوران نازی در آلمان مقایسه شدهاند
But the threat of violence hasn't been enough to enact stricter hate-speech policies from YouTube or X.
اما تهدید به خشونت برای وضع سیاستهای سختگیرانهتر درباره سخنان نفرتپراکنی از سوی یوتیوب یا ایکس کافی نبوده است
Doing the right thing for once, although strange to the US, should be the official policy.
انجام کار درست برای یک بار، هرچند برای آمریکا عجیب است، باید سیاست رسمی باشد
Their policies boast a clear national vision that steers the state.
سیاستهای آنها دارای چشمانداز ملی روشنی است که دولت را هدایت میکند
At the Newburgh school, the policy came as a bit of a shock for some students when it was introduced four years ago.
در مدرسه نیوبورگ، وقتی این سیاست چهار سال پیش معرفی شد، برای برخی دانشآموزان کمی شوکهکننده بود
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «policy» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «policy» در آزمون 500 Common Words
لغت "policy" (به فارسی: سیاست) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈpɒləsi// است. مترادفهای این کلمه شامل strategy, guideline میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «policy» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان