
emotion
اسماحساسات
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
He struggled to control his emotions and maintain a calm demeanor.
او برای کنترل احساساتش و حفظ آرامش ظاهری تلاش کرد.
Her eyes filled with tears as a wave of emotion swept over her.
چشمانش پر از اشک شد چون موجی از احساس بر او غلبه کرد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «emotion» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «emotion» در آزمون 500 Common Words
لغت "emotion" (به فارسی: احساسات) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ɪˈməʊʃən// است. مترادفهای این کلمه شامل feeling, sentiment میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «emotion» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان