
narrator
اسمراوی، روایتگر
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
The narrator of the novel had a unique and captivating voice.
راوی رمان صدایی منحصربهفرد و مجذوبکننده داشت.
In the poem, the narrator reflects on the beauty of nature.
در شعر، راوی درباره زیبایی طبیعت تأمل میکند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «narrator» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «narrator» در آزمون 500 Common Words
لغت "narrator" (به فارسی: راوی، روایتگر) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //nəˈɹeɪtə// است. مترادفهای این کلمه شامل storyteller, chronicler میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «narrator» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان