
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (5)
The scientist analyzed the data collected from the experiment.
دانشمند دادههای جمعآوری شده از آزمایش را تحلیل کرد.
The company gathered market data to assess consumer preferences.
شرکت دادههای بازار را گردآوری کرد تا ترجیحات مصرفکننده را ارزیابی کند.
The data about the bank robbery were given to the F.B.I.
اطلاعات مربوط به سرقت بانک به افبیآی داده شد.
After studying the data, we were able to finish our report.
پس از بررسی دادهها، توانستیم گزارشمان را کامل کنیم.
Unless you are given all the data, you cannot do the math problem.
مگر اینکه همهٔ دادهها به شما داده شود، نمیتوانید مسئلهٔ ریاضی را حل کنید.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «data» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «data» در آزمون 500 Common Words
لغت "data" (به فارسی: داده) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈdeɪtə// است. مترادفهای این کلمه شامل information, facts میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «data» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان