
camera
اسمدوربین
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (2)
He borrowed his friend's camera to document the event.
او دوربین دوستش را قرض گرفت تا رویداد را مستند کند.
The camera flash helped brighten the dark room.
فلاش دوربین به روشن کردن اتاق تاریک کمک کرد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «camera» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «camera» در آزمون 500 Common Words
لغت "camera" (به فارسی: دوربین) یکی از لغات مهم آزمون 500 Common Words است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن //ˈkæməɹə// است. مترادفهای این کلمه شامل recorder, lens میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه 500 کلمه مهم انگلیسی به شما کمک میکند تا در آزمون 500 Common Words عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «camera» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان