/ʊnˈɔʁdəntlɪç/

نامرتب، به هم ریخته
Sein Zimmer ist unordentlich.
Nach der Party war die Wohnung so unordentlich, dass sie Stunden zum Aufräumen brauchten.
نکته حافظهسازی
تصور کن اتاقی که همه چیز روی زمین ریخته و جایی برای قدم گذاشتن نیست - این unordentlich است.
unordentlich
در کاسکو میتوانی مکالمههای واقعی با ربات هوش مصنوعی داشته باشی، کوئیز شخصیسازیشده بدهی و پیشرفتت را رهگیری کنی.
رها کردن
/fɛɐ̯ˈlasn̩/
تأثیر گذاشتن
/bəˈʔaɪ̯nˌflʊsn̩/
بیشکل
/aˈmɔʁf/
مناسب بودن
/zɪç ˈaɪ̯ɡnən/
جذاب
/atʁakˈtiːf/
آگاه
/bəˈvʊst/
کلمه «unordentlich» یکی از کلمات کاربردی زبان آلمانی است. معنی آن در فارسی «نامرتب، به هم ریخته» میباشد. این کلمه در دستهبندی «Fachvokabular» قرار میگیرد و به عنوان adjective استفاده میشود.
تلفظ صحیح این کلمه /ʊnˈɔʁdəntlɪç/ است. سطح دشواری این کلمه پیشرفته ارزیابی شده است.
کاسکو یک پلتفرم یادگیری زبان مبتنی بر هوش مصنوعی است که به فارسیزبانان کمک میکند تا زبان آلمانی را به شکلی مؤثر و لذتبخش یاد بگیرند.