/ˈkʏndɪɡən/

استعفا دادن، ترک کردن
Er hat gekündigt.
Nach dem Skandal sah sich der Minister gezwungen, seinen Posten zu kündigen und zurückzutreten.
نکته حافظهسازی
تصور کن نامهای مینویسی که در آن میگویی دیگر نمیخواهی در این شغل باشی - kündigen.
What word does this picture represent?
در کاسکو میتوانی مکالمههای واقعی با ربات هوش مصنوعی داشته باشی، کوئیز شخصیسازیشده بدهی و پیشرفتت را رهگیری کنی.
رها کردن
/fɛɐ̯ˈlasn̩/
تأثیر گذاشتن
/bəˈʔaɪ̯nˌflʊsn̩/
بیشکل
/aˈmɔʁf/
مناسب بودن
/zɪç ˈaɪ̯ɡnən/
جذاب
/atʁakˈtiːf/
آگاه
/bəˈvʊst/
کلمه «kündigen» یکی از کلمات کاربردی زبان آلمانی است. معنی آن در فارسی «استعفا دادن، ترک کردن» میباشد. این کلمه در دستهبندی «Fachvokabular» قرار میگیرد و به عنوان verb استفاده میشود.
تلفظ صحیح این کلمه /ˈkʏndɪɡən/ است. سطح دشواری این کلمه پیشرفته ارزیابی شده است.
کاسکو یک پلتفرم یادگیری زبان مبتنی بر هوش مصنوعی است که به فارسیزبانان کمک میکند تا زبان آلمانی را به شکلی مؤثر و لذتبخش یاد بگیرند.