/ˈʁaɪ̯zəˌpas/

گذرنامه، پاسپورت
Ich brauche meinen Reisepass für die Reise.
Ohne einen gültigen Reisepass ist es nicht möglich, in viele Länder einzureisen.
نکته حافظهسازی
تصور کن جلد سبز یا قرمز دفترچهای که با آن از مرزها رد میشوی - این Reisepass است.
What does "der Reisepass" mean?
در کاسکو میتوانی مکالمههای واقعی با ربات هوش مصنوعی داشته باشی، کوئیز شخصیسازیشده بدهی و پیشرفتت را رهگیری کنی.
ماجراجویی
/ˈaːbn̩ˌtɔɪ̯ɐ/
رزرو، پیشخرید
/ˈbuːxʊŋ/
مقصد سفر
/ˈʁaɪzəˌtsiːl/
بنای معروف
/ˈvaːɐ̯tsaɪçən/
چمدان
/ˈkɔfɐ/
ویزا
/ˈviːzʊm/
کلمه «der Reisepass» یکی از کلمات کاربردی زبان آلمانی است. معنی آن در فارسی «گذرنامه، پاسپورت» میباشد. این کلمه در دستهبندی «Reisen & Tourismus» قرار میگیرد و به عنوان noun استفاده میشود.
تلفظ صحیح این کلمه /ˈʁaɪ̯zəˌpas/ است. سطح دشواری این کلمه متوسط ارزیابی شده است.
کاسکو یک پلتفرم یادگیری زبان مبتنی بر هوش مصنوعی است که به فارسیزبانان کمک میکند تا زبان آلمانی را به شکلی مؤثر و لذتبخش یاد بگیرند.