/ˈɡeːɡənˌtaɪ̯l/

متضاد، مخالف
Kalt ist das Gegenteil von warm.
Das Verhalten des Kindes war das genaue Gegenteil von dem, was seine Eltern erwartet hatten.
نکته حافظهسازی
تصور کن دو چیز کاملاً متضاد هم مثل روز و شب - هر کدام Gegenteil دیگری است.
What word does this picture represent?
در کاسکو میتوانی مکالمههای واقعی با ربات هوش مصنوعی داشته باشی، کوئیز شخصیسازیشده بدهی و پیشرفتت را رهگیری کنی.
مانع، سد راه
/ˈhɪndɐnɪs/
جبران، تفاوت مکانی
/ˈaʊ̯sɡlaɪ̯ç/
پرتقال
/oˈʁɑ̃ːʒə/
اعتراض عمومی شدید
/ˈaʊ̯fˌʃʁaɪ̯/
چشمانداز، دیدگاه آینده
/ˈaʊ̯sˌzɪçt/
دیرینهشناسی، مطالعه فسیلها
/palɛɔntoloˈɡiː/
کلمه «das Gegenteil» یکی از کلمات کاربردی زبان آلمانی است. معنی آن در فارسی «متضاد، مخالف» میباشد. این کلمه در دستهبندی «Allgemeines Vokabular VII» قرار میگیرد و به عنوان noun استفاده میشود.
تلفظ صحیح این کلمه /ˈɡeːɡənˌtaɪ̯l/ است. سطح دشواری این کلمه پیشرفته ارزیابی شده است.
کاسکو یک پلتفرم یادگیری زبان مبتنی بر هوش مصنوعی است که به فارسیزبانان کمک میکند تا زبان آلمانی را به شکلی مؤثر و لذتبخش یاد بگیرند.