/tʌf/

وضعیت سخت
The team faced a tough opponent in the final game.
She had a tough time adjusting to the new job.
نکته حافظهسازی
Remember that 'tough' can also mean 'strong' or 'resilient', as in 'tough material'.
The team faced a ___ opponent in the final game.
در کاسکو میتوانی مکالمههای واقعی با ربات هوش مصنوعی داشته باشی، کوئیز شخصیسازیشده بدهی و پیشرفتت را رهگیری کنی.
رها کردن
/əˈbæn.dn̩d/
تأثیر گذاشتن
/əˈfɛkt/
شکلناپذیر
/əˈmɔɹfəs/
سازگار بودن
/əˈproʊpriɪt/
جذاب
/əˈtɹæktɪv/
آگاه
/əˈweːɹ/
کلمه «Tough» یکی از کلمات کاربردی زبان انگلیسی است. معنی آن در فارسی «وضعیت سخت» میباشد. این کلمه در دستهبندی «Discourse Markers» قرار میگیرد و به عنوان noun استفاده میشود.
تلفظ صحیح این کلمه /tʌf/ است. سطح دشواری این کلمه پیشرفته ارزیابی شده است.
کاسکو یک پلتفرم یادگیری زبان مبتنی بر هوش مصنوعی است که به فارسیزبانان کمک میکند تا زبان انگلیسی را به شکلی مؤثر و لذتبخش یاد بگیرند.