/ɹeɪ/

پرتو
The sun's ray warmed my face.
The doctor used a ray of light to examine the patient's eyes.
نکته حافظهسازی
Associate 'ray' with the sun's rays to remember its meaning.
The sun's ___ warmed my face.
در کاسکو میتوانی مکالمههای واقعی با ربات هوش مصنوعی داشته باشی، کوئیز شخصیسازیشده بدهی و پیشرفتت را رهگیری کنی.
سانتیمتر
/ˈsentɪmiːtər/
کشف
/dɪˈskʌv.ər.i/
آزمایش
/ɪkˈsper.ɪ.mənt/
طلا
/ɡɒʊld/
فرضیه
/haɪˈpɒθ.ɪ.sɪs/
مولکول
/ˈmɒl.ɪ.kjuːl/
کلمه «Ray» یکی از کلمات کاربردی زبان انگلیسی است. معنی آن در فارسی «پرتو» میباشد. این کلمه در دستهبندی «Science & Nature» قرار میگیرد و به عنوان noun استفاده میشود.
تلفظ صحیح این کلمه /ɹeɪ/ است. سطح دشواری این کلمه متوسط ارزیابی شده است.
کاسکو یک پلتفرم یادگیری زبان مبتنی بر هوش مصنوعی است که به فارسیزبانان کمک میکند تا زبان انگلیسی را به شکلی مؤثر و لذتبخش یاد بگیرند.