/ˈmɛd.əl/

دخالت کردن
She likes to meddle in her neighbors' affairs.
Don't meddle with things you don't understand.
نکته حافظهسازی
remember that 'meddle' often has a negative connotation, implying unwanted or unhelpful interference
She likes to ___ in her neighbors' affairs.
در کاسکو میتوانی مکالمههای واقعی با ربات هوش مصنوعی داشته باشی، کوئیز شخصیسازیشده بدهی و پیشرفتت را رهگیری کنی.
رها کردن
/əˈbæn.dn̩d/
تأثیر گذاشتن
/əˈfɛkt/
شکلناپذیر
/əˈmɔɹfəs/
سازگار بودن
/əˈproʊpriɪt/
جذاب
/əˈtɹæktɪv/
آگاه
/əˈweːɹ/
کلمه «Meddle» یکی از کلمات کاربردی زبان انگلیسی است. معنی آن در فارسی «دخالت کردن» میباشد. این کلمه در دستهبندی «Discourse Markers» قرار میگیرد و به عنوان verb استفاده میشود.
تلفظ صحیح این کلمه /ˈmɛd.əl/ است. سطح دشواری این کلمه پیشرفته ارزیابی شده است.
کاسکو یک پلتفرم یادگیری زبان مبتنی بر هوش مصنوعی است که به فارسیزبانان کمک میکند تا زبان انگلیسی را به شکلی مؤثر و لذتبخش یاد بگیرند.