/ˈɪn.kʌl.keɪt/

مباهات کردن
The teacher tried to inculcate a sense of responsibility in her students.
Her parents inculcated in her the importance of hard work.
نکته حافظهسازی
Remember that 'inculcate' often implies a more formal or intentional process of teaching, whereas 'instill' can be more informal.
The teacher tried to ___ a sense of responsibility in her students.
در کاسکو میتوانی مکالمههای واقعی با ربات هوش مصنوعی داشته باشی، کوئیز شخصیسازیشده بدهی و پیشرفتت را رهگیری کنی.
رها کردن
/əˈbæn.dn̩d/
تأثیر گذاشتن
/əˈfɛkt/
شکلناپذیر
/əˈmɔɹfəs/
سازگار بودن
/əˈproʊpriɪt/
جذاب
/əˈtɹæktɪv/
آگاه
/əˈweːɹ/
کلمه «Inculcate» یکی از کلمات کاربردی زبان انگلیسی است. معنی آن در فارسی «مباهات کردن» میباشد. این کلمه در دستهبندی «Discourse Markers» قرار میگیرد و به عنوان verb استفاده میشود.
تلفظ صحیح این کلمه /ˈɪn.kʌl.keɪt/ است. سطح دشواری این کلمه پیشرفته ارزیابی شده است.
کاسکو یک پلتفرم یادگیری زبان مبتنی بر هوش مصنوعی است که به فارسیزبانان کمک میکند تا زبان انگلیسی را به شکلی مؤثر و لذتبخش یاد بگیرند.