/ˈɡɹæn(d)ˌmʌðə(r)/

مادربزرگ
My grandmother is very kind to me.
I love spending time with my grandmother.
نکته حافظهسازی
Remember that 'grand-' means 'parent of a parent', so 'grandmother' is the mother of your mother or father.
My ___ is very kind to me.
در کاسکو میتوانی مکالمههای واقعی با ربات هوش مصنوعی داشته باشی، کوئیز شخصیسازیشده بدهی و پیشرفتت را رهگیری کنی.
پسر یا دختر عمو یا خاله
/ˈkʌz.n̩/
دختر
/ˈdɑ.tɚ/
پدربزرگ
/ˈɡrænfɑːðər/
عصرماه
/ˈhʌn.iˌmun/
شوهر
/ˈhʌz.bənd/
ازدواج کردن
/ˈwɛdɪŋ/
کلمه «Grandmother» یکی از کلمات کاربردی زبان انگلیسی است. معنی آن در فارسی «مادربزرگ» میباشد. این کلمه در دستهبندی «Family & Relationships» قرار میگیرد و به عنوان noun استفاده میشود.
تلفظ صحیح این کلمه /ˈɡɹæn(d)ˌmʌðə(r)/ است. سطح دشواری این کلمه پیشرفته ارزیابی شده است.
کاسکو یک پلتفرم یادگیری زبان مبتنی بر هوش مصنوعی است که به فارسیزبانان کمک میکند تا زبان انگلیسی را به شکلی مؤثر و لذتبخش یاد بگیرند.