/fɹaɪ/

سیب زمینی سرخ شده
I'm going to fry some potatoes for dinner.
The chef added a fry to the top of the salad.
نکته حافظهسازی
remember that 'fry' is often used for cooking potatoes or eggs
What does "Fry" mean?
در کاسکو میتوانی مکالمههای واقعی با ربات هوش مصنوعی داشته باشی، کوئیز شخصیسازیشده بدهی و پیشرفتت را رهگیری کنی.
غذا
/dɪʃ/
ماهی
/fɪʃ/
غذا از گوشت
/miːt/
ترکیب کردن
/ˈmɪks/
روغن
/ɔɪl/
برنج
/ɹaɪs/
کلمه «Fry» یکی از کلمات کاربردی زبان انگلیسی است. معنی آن در فارسی «سیب زمینی سرخ شده» میباشد. این کلمه در دستهبندی «Food, Cooking & Nutrition» قرار میگیرد و به عنوان noun استفاده میشود.
تلفظ صحیح این کلمه /fɹaɪ/ است. سطح دشواری این کلمه متوسط ارزیابی شده است.
کاسکو یک پلتفرم یادگیری زبان مبتنی بر هوش مصنوعی است که به فارسیزبانان کمک میکند تا زبان انگلیسی را به شکلی مؤثر و لذتبخش یاد بگیرند.