/əˈflɪkt/

آزار دادن
The disease afflicted her for many years.
The country was afflicted by a severe drought.
نکته حافظهسازی
remember that 'afflict' often implies a sense of suffering or hardship
The disease ___ed her for many years.
در کاسکو میتوانی مکالمههای واقعی با ربات هوش مصنوعی داشته باشی، کوئیز شخصیسازیشده بدهی و پیشرفتت را رهگیری کنی.
تسکین دادن / کاهش دادن
/əˈliː.vi.eɪt/
برخاستن
/əˈɹaɪz/
ارزیابی کردن
/əˈsɛs/
دور زدن / گریختن از
/ˌsɜːr.kəmˈvent/
محروم کردن
/dɪˈpɹaɪv/
تشخیص دادن / درک کردن
/dɪˈsɜːrn/
کلمه «Afflict» یکی از کلمات کاربردی زبان انگلیسی است. معنی آن در فارسی «آزار دادن» میباشد. این کلمه در دستهبندی «Complex Action Verbs» قرار میگیرد و به عنوان verb استفاده میشود.
تلفظ صحیح این کلمه /əˈflɪkt/ است. سطح دشواری این کلمه پیشرفته ارزیابی شده است.
کاسکو یک پلتفرم یادگیری زبان مبتنی بر هوش مصنوعی است که به فارسیزبانان کمک میکند تا زبان انگلیسی را به شکلی مؤثر و لذتبخش یاد بگیرند.