
touristy
صفتگردشگریزده
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
He's done the same touristy stuff in Cali as you and your squad.
او همان کارهای توریستی را در کالی به عنوان شما و تیم خود انجام داده است.
The hub of the park is Bar Harbor, a touristy town with shops.
قطب پارک بار هاربر ، یک شهر توریستی با مغازه ها است.
The place is touristy , but the crowds are there for good reason.
این مکان توریستی است ، اما جمعیت به دلایل خوبی در آنجا هستند.
Some are in trendy non- touristy locales, some sit in the heart of it all.
برخی در مناطق غیر توریستی مرسوم ، مد روز هستند ، برخی در قلب همه آن نشسته اند.
My in-laws, on the other hand, live in a lake house in a touristy part of the country.
از طرف دیگر ، دامادهای من در یک خانه دریاچه در یک بخش توریستی کشور زندگی می کنند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «touristy» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «touristy» در آزمون TOEFL
لغت "touristy" (به فارسی: گردشگریزده) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈtʊr.ɪ.sti/ است. مترادفهای این کلمه شامل touristed میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «touristy» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان