
to press
noun, verbمطبوعات
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (6)
Once the time is up, take the French press off the scale and gently press the plunger.
پس از اتمام زمان ، مطبوعات فرانسوی را از مقیاس خارج کرده و به آرامی پیستون را فشار دهید.
And with great power comes great scrutiny – not least at the hands of the tabloid press.
و با قدرت عالی ، نظارت بسیار خوبی به وجود می آید - نه تنها در دست مطبوعات تابلوفرش.
On the day Logan died on his private plane, Shiv was the one who spoke to the waiting press.
در روزی که لوگان در هواپیمای خصوصی خود درگذشت ، شیو کسی بود که با مطبوعات انتظار صحبت کرد.
And Charlie Day showed up to his movie premiere but did not do press.
و چارلی دی به نمایش برتر فیلم خود نشان داد اما مطبوعات را انجام نداد.
Your band rows, curls, and presses will be much less awkward with this kit.
ردیف ها ، فرها و مطبوعات گروه شما با این کیت بسیار کمتر بی دست و پا خواهد بود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to press» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «to press» در آزمون TOEFL
لغت "to press" (به فارسی: مطبوعات) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /pres/ است. مترادفهای این کلمه شامل campaign, iron, insistence میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to press» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان