
to discipline
noun, verbرشته
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
noun, verbدرس
Educationجملات مثال (6)
The teacher has a hard time maintaining discipline in the classroom.
معلم سخت است که در کلاس نظم و انضباط را حفظ کند.
The troops were praised for their dedication and discipline.
سربازان به دلیل فداکاری و نظم و انضباط خود مورد ستایش قرار گرفتند.
Keeping a journal is a good discipline for a writer.
نگه داشتن یک ژورنال یک رشته خوب برای یک نویسنده است.
Some parents feel that the school's principal has been too harsh in meting out discipline.
برخی از والدین احساس می کنند که مدیر مدرسه در ملاقات با نظم و انضباط بسیار سخت بوده است.
The era of the celebrity founder is over and discipline is back.
دوران بنیانگذار مشهور به پایان رسیده است و نظم و انضباط بازگردد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «to discipline» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «to discipline» در آزمون TOEFL
لغت "to discipline" (به فارسی: رشته) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈdɪs.ə.plɪn/ است. مترادفهای این کلمه شامل study, field of study, subject area میشوند. متضاد آن indiscipline است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «to discipline» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان