
string
adjective, noun, verbزهی
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
adjective, noun, verbدرس
Musicجملات مثال (6)
She tied a string around the boxes.
او یک رشته را در اطراف جعبه ها گره زد.
He tied the packages together with string.
او بسته ها را به همراه رشته گره زد.
Some breasts ooze drops of milk that morph into strings of pearls.
بعضی از سینه ها قطره ای از شیر را که به رشته های مرواریدها تبدیل می شود ، می اندازد.
There need to be more programs that are easy to access and have no strings.
باید برنامه های بیشتری وجود داشته باشد که دسترسی به آنها آسان باشد و رشته ای نداشته باشد.
The real magic comes when Grace's strings take the shape of lead vocals.
جادوی واقعی زمانی اتفاق می افتد که رشته های گریس به شکل آوازهای سرب شکل می گیرد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «string» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «string» در آزمون TOEFL
لغت "string" (به فارسی: زهی) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /strɪŋ/ است. مترادفهای این کلمه شامل string along, bowed stringed instrument, string up میشوند. متضاد آن unstring است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «string» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان