
stable
adjective, noun, verbطویله
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
adjective, noun, verbجملات مثال (6)
She rode the horse back to the stable.
او اسب را به سمت پایدار سوار کرد.
A new model will be added to the car company's stable of sedans.
یک مدل جدید به سدان های پایدار شرکت اتومبیل اضافه می شود.
There have been three winners from his stable this season.
در این فصل سه برنده از پایدار او وجود داشته است.
His crew is assigned to the stables closest to the racetrack.
خدمه وی به اصطبل های نزدیک به مسیر مسابقه اختصاص داده شده است.
The stable is also well known for its horse shows, which are open to the public.
این پایدار همچنین به دلیل نمایش های اسب خود ، که برای عموم آزاد است ، مشهور است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «stable» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «stable» در آزمون TOEFL
لغت "stable" (به فارسی: طویله) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈsteɪ.bəl/ است. مترادفهای این کلمه شامل unchanging, stalls میشوند. متضاد آن unstable است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «stable» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان