
skull
noun, verbجمجمه
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (6)
He had a fractured skull.
او جمجمه شکسته داشت.
The fundraiser wrote that the fight left the girl with a skull fracture and damage to her frontal lobe.
این جمع آوری کمک مالی نوشت که این مبارزه دختر را با شکستگی جمجمه و آسیب به لوب فرونتال خود رها کرد.
At age 10, he was struck in the back of the head with a stray bullet that shattered his skull.
در 10 سالگی ، او با یک گلوله ولگرد که جمجمه او را خرد کرد ، در پشت سر اصابت کرد.
The hind quarter of her brain visibly poked out of the base of her skull.
محله عقب مغز او به وضوح از پایه جمجمه او بیرون زد.
The White men had crushed his skull and tied a cotton-gin fan to his neck with barbed wire.
مردان سفید پوست جمجمه او را خرد کرده بودند و یک فن پنبه ای را با سیم خاردار به گردن خود گره زده بودند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «skull» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «skull» در آزمون TOEFL
لغت "skull" (به فارسی: جمجمه) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /skʌl/ است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «skull» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان