
sensor
اسمحسگر
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (6)
Infrared sensors can track an object's movement.
سنسورهای مادون قرمز می توانند حرکت یک شی را ردیابی کنند.
Image sensors are used in digital cameras.
سنسورهای تصویر در دوربین های دیجیتال استفاده می شوند.
Not only is the sensor one of the best, but the shape of the mouse feels good in just about any type of mouse grip.
سنسور نه تنها یکی از بهترین ها است ، بلکه شکل موش تقریباً در هر نوع چنگک ماوس احساس خوبی دارد.
This smart sensor , for instance, sits in the soil next to your plant and pairs with an app.
به عنوان مثال ، این سنسور هوشمند در خاک کنار گیاه شما قرار دارد و با یک برنامه جفت می شود.
Therefore, the sensor will come in handy in AR apps like the Measure apps.
بنابراین ، سنسور در برنامه های AR مانند برنامه های اندازه گیری مفید خواهد بود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «sensor» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «sensor» در آزمون TOEFL
لغت "sensor" (به فارسی: حسگر) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈsen.sɚ/ است. مترادفهای این کلمه شامل detector, sensing element میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «sensor» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان