
root
noun, verbریشه
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (6)
Pull weeds up by the roots so that they don't grow back.
علفهای هرز را با ریشه ها بکشید تا رشد نکند.
Elm trees have shallow roots.
درختان الم ریشه های کم عمق دارند.
You can tell that she dyes her hair blonde because her dark roots are showing.
می توانید بگویید که او موهای خود را بلوند رنگ می کند زیرا ریشه های تاریک او نشان داده می شود.
This way, your rope will have space to dry along with the roots.
به این ترتیب ، طناب شما فضایی برای خشک شدن در کنار ریشه ها خواهد داشت.
The root buds around the edge of the stem should be visible.
جوانه های ریشه در اطراف لبه ساقه باید قابل مشاهده باشد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «root» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «root» در آزمون TOEFL
لغت "root" (به فارسی: ریشه) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ruːt/ است. مترادفهای این کلمه شامل solution, ascendant, take root میشوند. متضاد آن descendant است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «root» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان