
remedy
noun, verbعلاج
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (6)
She was left without remedy since the court did not recognize her claim.
او بدون راه حل باقی مانده بود زیرا دادگاه ادعای وی را تشخیص نداد.
The problem was beyond remedy.
مشکل فراتر از راه حل بود.
Building more roads isn't always the best remedy for traffic congestion.
ساختن جاده های بیشتر همیشه بهترین راه حل برای تراکم ترافیک نیست.
And two, that the remedy the group is seeking is too broad.
و دو ، این که راه حل گروهی که به دنبال آن است بسیار گسترده است.
But what if breasts aren't the problem, and are not, therefore, the issue in need of a remedy ?
اما اگر سینه ها مشکل نباشند و بنابراین ، مسئله نیاز به راه حل نیست ، چه می شود؟
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «remedy» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «remedy» در آزمون TOEFL
لغت "remedy" (به فارسی: علاج) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈrem.ə.di/ است. مترادفهای این کلمه شامل remediation, therapeutic میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «remedy» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان