
ray
noun, verbپرتو
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbدرس
Spaceجملات مثال (6)
Once the torch is put in that focal point, the sun's rays ignite the torch.
هنگامی که مشعل در آن نقطه کانونی قرار گرفت ، پرتوهای خورشید مشعل را مشتعل می کنند.
To the untrained eye, Ms. Lifton's kitchen looks as if it has been hit with a shrink ray.
از نظر چشم آموزش دیده ، آشپزخانه خانم لیفتون به نظر می رسد که گویی با پرتوی کوچک شده برخورد کرده است.
The two rays of light from points A and B meet at the midpoint, M, on the embankment.
دو پرتو نور از نقاط A و B در نقطه میانی ، M ، روی خاکریز قرار می گیرند.
The rays of light, beamed in black and white, opened to him a world at once majestic and lost.
پرتوهای نور ، پرتوی به رنگ سیاه و سفید ، به یکباره جهان را با شکوه و گمشده برای او باز کرد.
These yarns are durable enough to resist mold, mildew, stains, and UV rays.
این نخ ها به اندازه کافی بادوام هستند تا در برابر قالب ، کپک ، لکه ها و اشعه ماوراء بنفش مقاومت کنند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «ray» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «ray» در آزمون TOEFL
لغت "ray" (به فارسی: پرتو) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /reɪ/ است. مترادفهای این کلمه شامل irradiation, beam, light beam میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «ray» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان