
rack
noun, verbقفسه
مترادفها
دستهبندی دستوری
noun, verbدرس
Shoppingجملات مثال (6)
Heat the broiler to high and set an oven rack 6 to 8 inches from the heat.
گوشتی را به بالا گرم کنید و یک قفسه فر 6 تا 8 اینچ را از روی حرارت تنظیم کنید.
Smoke rose from the butchered meat that lay grilling on wooden racks.
دود از گوشت قصابی که بر روی قفسه های چوبی کباب می شود ، بلند شد.
The cashier walked to a gently slanted rack bolted to the back wall.
صندوقدار به سمت یک قفسه به آرامی شیب دار که به دیوار پشتی پیچیده شده بود ، قدم زد.
Its rack should have been a 5x4, but two tines had broken off down to 4x3.
قفسه آن باید 5x4 باشد ، اما دو قطعه قطعه قطعه شده به 4x3.
Set the baking sheets on wire racks to cool for 5 minutes.
ورق های پخت را روی قفسه های سیم تنظیم کنید تا 5 دقیقه خنک شود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «rack» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «rack» در آزمون TOEFL
لغت "rack" (به فارسی: قفسه) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ræk/ است. مترادفهای این کلمه شامل wheel, wring میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «rack» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان