
photography
اسمعکاسی
مترادفها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (6)
He studied both film and still photography.
او هم فیلم و هم عکاسی را مطالعه کرد.
Landscape photography is her hobby.
عکاسی منظره سرگرمی اوست.
When the work comes from my mind, that's when photography has failed me.
وقتی کار از ذهن من ناشی می شود ، این زمانی است که عکاسی من را شکست داده است.
If Cochran was new to the world of photography the ins and outs of art sales were completely foreign to him.
اگر کوکران برای دنیای عکاسی تازه بود ، افراد و فروش هنر برای او کاملاً خارجی بود.
The truth is, if someone wants to know me, look at my photography.
حقیقت این است که اگر کسی بخواهد مرا بشناسد ، به عکاسی من نگاه کنید.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «photography» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «photography» در آزمون TOEFL
لغت "photography" (به فارسی: عکاسی) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /fəˈtɑː.ɡrə.fi/ است. مترادفهای این کلمه شامل picture taking میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «photography» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان