
necessity
اسمضرورت
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (6)
All we took with us on our hiking trip were the bare necessities.
تنها چیزی که ما در سفر پیاده روی خود با خود بردیم ، ضروریات لخت بود.
Without a car, living close to work is a necessity.
بدون ماشین ، زندگی در نزدیکی کار یک ضرورت است.
Getting plenty of rest is a necessity.
استراحت زیاد یک ضرورت است.
Sunscreen is an absolute necessity for the beach.
ضد آفتاب یک ضرورت مطلق برای ساحل است.
For Boorse, the necessity of the work — and the tenets of her faith — sustain her for the fight ahead.
برای بوسور ، ضرورت کار - و اصول ایمان او - او را برای مبارزه پیش رو حفظ می کند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «necessity» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «necessity» در آزمون TOEFL
لغت "necessity" (به فارسی: ضرورت) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /nəˈses.ə.t̬i/ است. مترادفهای این کلمه شامل essential, necessary میشوند. متضاد آن inessential است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «necessity» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان