
mechanical
adjective, nounمکانیکی
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
Copying down the numbers is a boring and mechanical job.
کپی کردن اعداد یک کار خسته کننده و مکانیکی است.
I was impressed by her mechanical know-how.
من تحت تأثیر دانش مکانیکی او قرار گرفتم.
The actor gave a stiff and mechanical performance.
این بازیگر عملکرد سفت و مکانیکی داد.
The flight was delayed because of mechanical problems.
پرواز به دلیل مشکلات مکانیکی به تأخیر افتاد.
She gave a mechanical reply.
او پاسخ مکانیکی داد.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «mechanical» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «mechanical» در آزمون TOEFL
لغت "mechanical" (به فارسی: مکانیکی) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /məˈkæn.ɪ.kəl/ است. مترادفهای این کلمه شامل mechanically skillful میشوند. متضاد آن nonmechanical است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «mechanical» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان