
judicial
صفتقضایی
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
For the most part, the judicial branch has done a pretty good job.
در بیشتر موارد ، شعبه قضایی کار بسیار خوبی انجام داده است.
Left unchecked, the process itself is the judicial coup.
بدون بررسی ، این روند کودتای قضایی است.
The jaws of the judicial system could just never catch up with him.
فکهای سیستم قضایی هرگز نمی توانند با او روبرو شوند.
But for many the truth about his death does not depend on a judicial verdict.
اما برای بسیاری از حقیقت در مورد مرگ وی به حکم قضایی بستگی ندارد.
The Michigan Supreme Court is the state's highest judicial body.
دیوان عالی میشیگان بالاترین نهاد قضایی ایالت است.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «judicial» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «judicial» در آزمون TOEFL
لغت "judicial" (به فارسی: قضایی) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /dʒuːˈdɪʃ.əl/ است. مترادفهای این کلمه شامل juridical, juridic میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «judicial» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان