
مترادفها
دستهبندی دستوری
صفتجملات مثال (6)
I came home from work feeling tired and irritable.
من از محل کار به خانه آمدم احساس خستگی و تحریک پذیر.
My father is always irritable after a nap.
پدر من همیشه بعد از چرت زدن تحریک پذیر است.
There was the time when Liza, one of their four cats, had to stay at the vet for six months to be treated for an irritable bowel.
زمانی بود که لیزا ، یکی از چهار گربه آنها ، مجبور شد شش ماه در دامپزشک بماند تا برای یک روده تحریک پذیر تحت درمان قرار گیرد.
Kaplan has been known over the years to become irritable with lawyers on all sides.
کاپلان طی سالها شناخته شده است که از هر طرف با وکلا تحریک پذیر می شود.
Lawrence was irritable and intense, as is the painter L in Cusk's novel.
لارنس همانند نقاش L در رمان Cusk ، تحریک پذیر و شدید بود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «irritable» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «irritable» در آزمون TOEFL
لغت "irritable" (به فارسی: زودرنجد) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی صفت قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈɪr.ə.t̬ə.bəl/ است. مترادفهای این کلمه شامل testy, techy, cranky میشوند.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «irritable» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان