
insomnia
اسمبیخوابی
متضادها
دستهبندی دستوری
اسمجملات مثال (6)
For some, this dense study might seem like a cure for insomnia.
برای برخی ، این مطالعه متراکم ممکن است درمانی برای بی خوابی به نظر برسد.
Your health takes a hit in the form of weight gain, insomnia , decreased focus, and more.
سلامتی شما به شکل افزایش وزن ، بی خوابی ، کاهش تمرکز و موارد دیگر مورد توجه قرار می گیرد.
Sitko and many others were given the drug, in part, to treat insomnia.
به Sitko و بسیاری دیگر ، تا حدودی برای درمان بی خوابی به این دارو داده شد.
Stress is often the root of short bouts of insomnia , Patel said.
پاتل گفت: استرس اغلب ریشه دوره های کوتاه بی خوابی است.
And a noise machine can cure insomnia -- even for adults.
و یک دستگاه سر و صدا می تواند بی خوابی را درمان کند - حتی برای بزرگسالان.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «insomnia» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «insomnia» در آزمون TOEFL
لغت "insomnia" (به فارسی: بیخوابی) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی اسم قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ɪnˈsɑːm.ni.ə/ است. متضاد آن hypersomnia است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «insomnia» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان