
innocent
adjective, nounبیگناه
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
adjective, nounجملات مثال (6)
He says that he is innocent of the crime.
او می گوید که از جرم بی گناه است.
She was found innocent of all charges.
او از همه اتهامات بی گناه شناخته شد.
A person accused of a crime is considered innocent until proven guilty.
شخصی که متهم به جرم است ، تا زمانی که مقصر شناخته شود ، بی گناه تلقی می شود.
Someone told your secret, but it wasn't me. I'm innocent.
شخصی راز شما را گفت ، اما من نبودم. من بی گناه هستم
But in the process of seeking the truth, her faith is tested and her innocent view of the world destroyed.
اما در روند جستجوی حقیقت ، ایمان او آزمایش می شود و دیدگاه بی گناه او از جهان نابود می شود.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «innocent» کدام است؟
لغات همدرس
درباره لغت «innocent» در آزمون TOEFL
لغت "innocent" (به فارسی: بیگناه) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈɪn.ə.sənt/ است. مترادفهای این کلمه شامل sinless, unacquainted, clean-handed میشوند. متضاد آن guilty است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «innocent» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان