تصویر لغت infant

infant

adjective, noun

نوزاد

/ˈɪn.fənt/
🌐TOEFL

مترادف‌ها

babybabe

دسته‌بندی دستوری

adjective, noun

درس

Stages of Life

جملات مثال (6)

He showed us a picture of his infant daughter.

او تصویری از دختر شیرخوار خود را به ما نشان داد.

Lowry and Scott share infant twins Verse and Valley and son Rio, 15 months.

Lowry و Scott به اشتراک گذاشتن دوقلوهای نوزاد آیه و دره و پسر ریو ، 15 ماه.

The care of the infants was paid for by the exhibit admission fee.

مراقبت از نوزادان توسط هزینه پذیرش نمایشگاه پرداخت شده است.

She was blamed for the infant 's death, served prison time and self-exiled to New Orleans.

او به دلیل مرگ نوزاد مقصر شناخته شد ، به زندان خدمت کرد و خود را به نیواورلئان اعزام کرد.

Even her infant son (actors Theodore and Lincoln Sykes) and her dog are caught up in the fun.

حتی پسر شیرخوار او (بازیگران تئودور و لینکلن سایکس) و سگ او در این تفریح گرفتار شده اند.

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «infant» کدام است؟

لغات هم‌درس

درباره لغت «infant» در آزمون TOEFL

لغت "infant" (به فارسی: نوزاد) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.

این کلمه در دسته‌بندی adjective, noun قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈɪn.fənt/ است. مترادف‌های این کلمه شامل baby, babe می‌شوند.

یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک می‌کند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «infant» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان