
مترادفها
متضادها
دستهبندی دستوری
noun, verbجملات مثال (6)
The function of the heart is to pump blood through the body.
وظیفهٔ قلب پمپاژ خون در سراسر بدن است.
He believes that the true function of art is to tell the truth.
او معتقد است کارکرد واقعی هنر گفتن حقیقت است.
The design achieves a perfect blend of form and function.
این طراحی ترکیبی بینقص از شکل و کارکرد را به دست میدهد.
The instrument is chiefly used to measure and record heart function.
این دستگاه عمدتاً برای اندازهگیری و ثبت عملکرد قلب استفاده میشود.
His job combines the functions of a manager and a worker.
شغل او وظایف یک مدیر و یک کارگر را با هم ترکیب میکند.
دانشت رو امتحان کن
معنی کلمه «function» کدام است؟
لغات همدرس
این لغت در این آزمونها هم هست:
درباره لغت «function» در آزمون TOEFL
لغت "function" (به فارسی: تابع) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.
این کلمه در دستهبندی noun, verb قرار دارد و برای داوطلبان آزمونهای بینالمللی اهمیت ویژهای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈfʌŋk.ʃən/ است. مترادفهای این کلمه شامل purpose, single-valued function میشوند. متضاد آن malfunction است.
یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک میکند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.
با اپ کاسکو میتوانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلشکارت هوشمند و تمرینهای تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.
برای تمرین لغت «function» با تکنیک Speaking AI
اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان