تصویر لغت frequently

frequently

قید

مکرراً

/ˈfriː.kwənt.li/
🌐TOEFL

مترادف‌ها

oftentimesofttimes

متضادها

rarelyinfrequently

دسته‌بندی دستوری

قید

درس

Time and History

جملات مثال (6)

However, the dogs sniffed more frequently and longer when searching for the toy in the dark.

با این حال ، سگ ها هنگام جستجوی اسباب بازی در تاریکی ، بیشتر و بیشتر از آن غرق می شدند.

Tiffany Haddish has been on our radars frequently over the past few months.

تیفانی هادیش طی چند ماه گذشته به طور مکرر در رادارهای ما بوده است.

Stir frequently as the spiced nuts cook for about 7 minutes more.

مرتباً هم بزنید زیرا آجیل های ادویه دار حدود 7 دقیقه بیشتر می پزند.

More frequently , they are smuggled live for the pet trade.

بیشتر اوقات ، آنها برای تجارت حیوانات خانگی قاچاق می شوند.

And in that role, Stephenson has frequently been in position to take some of the biggest at-bats of the game for the Reds.

و در آن نقش ، استفنسون غالباً در موقعیتی قرار گرفته است که برخی از بزرگترین خفاش های بازی را برای قرمزها بگیرد.

دانشت رو امتحان کن

معنی1 از 3

معنی کلمه «frequently» کدام است؟

لغات هم‌درس

درباره لغت «frequently» در آزمون TOEFL

لغت "frequently" (به فارسی: مکرراً) یکی از لغات مهم آزمون TOEFL است.

این کلمه در دسته‌بندی قید قرار دارد و برای داوطلبان آزمون‌های بین‌المللی اهمیت ویژه‌ای دارد. تلفظ صحیح آن /ˈfriː.kwənt.li/ است. مترادف‌های این کلمه شامل oftentimes, ofttimes می‌شوند. متضاد آن rarely, infrequently است.

یادگیری این لغت در مجموعه لغات تافل به شما کمک می‌کند تا در آزمون TOEFL عملکرد بهتری داشته باشید.

با اپ کاسکو می‌توانید این لغت را از طریق تکنیک Speaking AI، فلش‌کارت هوشمند و تمرین‌های تعاملی به صورت کاملاً رایگان یاد بگیرید.

برای تمرین لغت «frequently» با تکنیک Speaking AI

اپ کاسکو رو دانلود کن — رایگان